من سقط شده ام
به جرعه ای به نوش نام تو
تا چند پله بالا بیاورد
کسی که عکس مرا به یادگار برده بود
من سقط شده ام
به لکه خون
از دلم
و خیابانی که هر چه می روم
رگهای بریده ام
خط عبور تو
سرخ می شود
به جرعه ای،که نوش نام توست
سر می کشم
تمام دیوارها
سر میزنم
هرچه خاطرت که مانده
در رگان بریده
در جاده.
(رضوان)
فدای همه
***
می زند به دیوار
ساعتی که مچم را گرفته بود
بی قرار این همه قرار
نبض می گیرد و
می اندازد به آب
دلم در آب آویزان است.
گفتی مسیر؟!!
یادم نبود
کفشهای زندگی انتهای جاده جفت میشوند
بی سر پناه
و دختران جاری
کلمه - کلمه
نبض را از آدم می گیرند
ضربانم را
این ساعت لعنتی دیر گرفته است
نوارم
پر از خالی آوازهای تو .
(رضوان)
