سپرم - به سرم
لحظه های گم شده در تو
مچاله اگر شوم
کنار درخت توت ،
زانوانم پدرم
و مادرم ،
عکس روزهای نرفته ام را
می گیرد و
نگیرد بهانه ی خواهر چند ساله ام،
چیزی از آب در نمی آید.
سوت می کشم
سرم را
تمام ریلهایی که می آیند
سپرم را جلو
سرم را
به عقب که بر می گردانم
تا آدم
پیاده رفته ام.
(رضوان)
شنبه نهم دی 1385 عمرگذر 13:35| نویسنده : داریوش رضوان |
